كدخبر: ۴۷
تاريخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
مختصری از زندگی خلفاء راشدین(رض)

خلفای راشدین اصطلاحی‌ست که از سوی مسلمانان سنی در اشاره به چهار شخصی که پس از فوت حضرت محمد به خلافت رسیدند، به کار می‌رود. این چهار تن به ترتیب عبارت‌اند از: ابوبکر، عمر، عثمان و علی.

اهل سنت با اعتقاد به مرجعیت صحابه و اجماع آنان درباره خلفای راشدین، شرایط و شیوه استقرار خلفای چهارگانه را نمونه آرمانی و مشروع دولت اسلامی می‌دانند.

ابوبکر

اول خلیفه در دولت «الخلافة الراشدة» (10 ق. هـ - ۱۳ هـ)، نام کامل وی عبدالله بن عثمان بن عامر بن عّمرو بن کعب ابن سعد بن تَیم بن مُرة بن کعب بن لؤّی القرشی التیمی. کنیه اش «ابوبکر الصدیق» بن ابی قحافة، نام مادرش أم الخیر سلمی بنت صخر بن عامر بن کعب بن سعید بن تیم بن مُرة.

ابوبکر در سال ۵۷۳ ۳ سال بعد از عام الفیل در مکه متولد شد. او ۳ سال از محمد کوچک تر بود و اولین مرد بالغی بود که به محمد ایمان آورد و مسلمان شد. عایشه همسر پیامبر اسلام دختر وی می‌باشد.

ابوبکر از صحابه محمد پیامبر اسلام است. در باره زمان اسلام او اقوال مختلفی وجود دارد.[۱] پس از مرگ محمد در سال ۶۳۲ پس از میلاد، وی از سوی صحابه محمد، به جانشینی وی به عنوان خلیفه مسلمین بر منصب خلافت برگزیده شد. اهل سنت از وی به عنوان اولین خلیفه از چهار خلیفه مسلمین که به «خلفای راشدین» معروف هستند، یاد می‌کنند. خلافت وی ۲ سال و ۳ ماه به طول انجامید. در دوران خلافت، وی در جنگ‌های موسوم به ردة، با دین برگشتگان و اقوام عربی که پس از مرگ محمد سر به شورش گذاشته بودند پرداخت و با شکست آنها، قانون اسلامی را در کل جزیره عرب برقرار کرد. در طول خلافتش، سرزمین‌های سوریه و عراق به امپراطوری اسلامی افزوده شد. درخانواده ابوبکر سه نسل صحابه رسول بودند پدر ابوبکر ،خود ابوبکر و پسرش. ابوبکر پدرزن محمد بود؛ دختر ابوبکر، عایشه همسر محمد، بود. همچنین دیگر دختر وی اسماء بنت ابی بکر همسر زید از صحابه محمد بود. همسر وی اسماء بنت عمیس پس از مرگش به همسری علی درآمد و به همراه دو فرزندی که از ابوبکر داشت، به خانه علی رفت.

وی در هنگامی که اسلام را پذیرفت، در حدود ۴۰ سال داشت.

او پس از حدود دو سال و سه ماه خلافت، در سال ۱۳ هجری (۶۳۴ میلادی) درگذشت. وی پیش از مرگ عمر بن خطاب را به عنوان خلیفه بعدی مسلمین برگزید. ابوبکر اولین خلیفه از خلفای راشدین است.

  •  

چگونگی رسیدن به خلافت

روز وفات محمد پیامبر اسلام، جمعی از انصار ومهاجردر سقیفه ی بنی ساعده گرد آمدند.[۳]وابوبکر و عمر نیزخود را به آنجا رساندند. هر کدام از دو گروه مهاجر و انصار خود را شایستهٔ خلافت می‌دانستند. رقابت در میان انصار از طرفی و اتحاد در میان مهاجران به خصوص زمینه سازی عمر و ابوعبیده بن جراح، همچنین توجه اصحاب به عنایت بزرگواری زعامت اودراسلام، کار را بر خلیفهٔ اول هموار کرد. هر چند منذر بن ارقم در دفاع از جانشینی علی بن ابیطالب سخن راند ولی عدم حضور بنی هاشم و دیگر یاران علی و جوانی علی باعث شد حرف وی بی‌پاسخ ماند و سرانجام در حالی که بنی هاشم و دیگر یاران نزدیک پیامبر، به تغسیل و تدفین وی مشغول بودند[۴]اهل سقیفه کار را تمام کردند و با دوراندیشی هم پیمان شدند که از هر گفته و عملی که موجب سستی پایه‌های بیعت شود جلوگیری کنند.[۵]این عده به اندازه‌ای مشغول انتخاب جانشین بودند که طبری به نقل از عایشه همسر پیامبر آورده که از دفن پیامبر تا شب چهارشنبه (دو روز بعد از وفات) اطلاع حاصل نکردیم.[۶]

 

عمر

دومین خلیفه (از ۱۳ تا ۲۳) نام کامل او عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن رباح بن عبدالله بن قُرط بن رزاح بن عدی بن کعب بن لؤّی بن غالب القرشی العدوی، و کنیهٔ وی «ابو حفص». مادرش حنتمة بنت هاشم بن المغیره بن عبدالله بن عمر بن مخزوم.

او درسال ۵۸۱ میلادی در مکه متولد شد. عمر در سال ششم بعثت در حالیکه ۲۶ سال داشت ایمان آورد و مسلمان شد. حفصه همسر پیامبر اسلام دختر وی می‌باشد.

عمر بن خطاب (به عربی: ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفيل بن عبد العزی)، ملقب به عمر فاروق قدرتمندترین خلیفه در میان خلفای راشدین و نیز یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فرمانروایان مسلمان در تمام طول تاریخ می‌باشد.[۱] وی دومین خلیفه از خلفای راشدین بود که تحت فرمان او، سپاهیان عرب، سرزمین بین‌النهرین و سوریه را فتح نموده و نیز استیلای بر ایران و مصر را آغاز کردند.

آغاز زندگی

عمر در سال ۵۸۱ میلادی برابر با دهم عام الفیل در شهر مکه زاده شد.[۵] نام پدرش خطاب و نام مادرش حنتمه بنت هاشم بود. طبق روایات سنتی وی در دوران نوجوانی در صحراهای عربستان و در ضجنان به شترچرانی و چوپانی می‌پرداخت؛ و در طائف سواری و تیراندازی و شمشیرزنی و کشتی گیری را آموخت. او از کسانی بود که در جوانی به مکتب رفته، خواندن و نوشتن را آموخت.[۶]

عمر در بیست و سه سالگی، با زینب دختر مظعون ازدواج کرد؛ از این ازدواج دختری زاده شد که عمر او را حفصه نامید؛ از آن پس عمر خود را با کنیه اباحفص به مردم می‌شناساند.

اسلام آوردن عمر


هنگامی که محمد دعوت به اسلام را آغاز کرد، عمر به دفاع از سنت‌های قدیمی عربی و آیین شرک و بت پرستی پرداخت؛ به همین دلیل روابط خود را با بسیاری از مردان عرب که به دین اسلام درآمده بودند، قطع کرد. وی همچنین اعلام کرد که با
علی، عبدالرحمن بن عوف، حمزه، ابوبکر، عثمان و زبیر رابطه تجاری نخواهد داشت.

اسلام آوردن او، که پیش از آن از مخالفان سرسخت محمد محسوب می‌شد، نقطه عطف و رویداد مهمی در تاریخ اسلام به‌شمار می‌رود؛با این حال روایات مربوط به اسلام آوردن او مختلف است. در سیره ابن اسحاق آمده‌است که عمر قصد قتل محمد را داشت، تا این که در راه یکی از مسلمانان را دید و او عمر را آگاه کرد که خواهر و دامادش مسلمان شده‌اند. عمر به سوی خانه دامادش حرکت کرد و به ضرب و شتم آن دو پرداخت؛ اما سرانجام تحت تأثیر آیاتی از سوره طه قرار گرفت و مسلمان شد. خباب پسر ارت او را به پناهگاه محمد در تپه صفا راهنمایی کرد. تذکره نویسان او را چهلمین مرد مسلمان دانسته‌اند.

عمر، ابوحکم بن هشام را از اسلام آوردن خود آگاه کرد؛ او نپذیرفت در پناه عتبه بن ربیعه برای اسلام مبارزه نماید. عاص بن وائل به مردان قریش دستور داد که عمر را بکشند، ولی آن‌ها موفق به کشتن عمر نشدند.

عمر در زمان حیات محمد

او به‌همراه محمد و سایر مسلمانان اهل مکه به مدینه رفت؛ او با عبدالله بن مسعود(و به روایتی با ابوبکر) پیوند برادری بست.] او در جنگ‌های بدر، احد، خندق، تبوک، بنی قیقناع، بنی النضیر حضور داشت. وی در جنگ با یهودیان، قلعه‌های قمو، وطیع و سلالم را که در دست مرحب بود، فتح کرد. او در ماموریت‌های جنگی تربه، حاذان، خثعم نیز حضور داشت. در کنار ابوبکر، به یکی از مشاوران و یاران (صحابه) اصلی محمد بدل گشت.[

ازدواج محمد با دختر او حفصه در سال ۶۲۵ میلادی، نشانگر مقام و رتبه عمر در سرزمین عربستان بود. پس از مرگ محمد، او نقش بسیار مهمی در آشتی دادن و جلب موافقت و بیعت مسلمانان اهل مدینه، در پذیرفتن ابوبکر که یک اهل مکه بود، به عنوان جانشین محمد ایفا کرد.

خلافت

عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت مسلمین رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمومنین» را برای خود برگزید. عمر در طول ده سال خلافت خود، سیاست اجرایی خود را در توسعه فتوحات متمرکز کرد و قبایل زیادی را از جزیرة العرب به شام و عراق کوچ داد. زندگی اقتصادی ساده ای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. بارها کارگزاران خود را به دلیل تجمل گرایی بر کنار یا توبیخ و جریمه کرد. خلافت وی تقریباً ۱۰ سال به طول انجامید. عمر پس از ده سال خلافت به سال ۶۴۴ میلادی، توسط یک برده ایرانی ناراضی به نام ابولؤلؤ (پیروز نهاوندی) کشته شد.

تقسیمات سیاسی و اداری

شیوهٔ حکومت داری عمر، مبتنی بر اقتدار مرکزی خلافت بود. قلمرو خلافت به ایالت‌های مختلفی تقسیم می شد و بعضی از آن ایالت‌ها خودگردانی نسبی داشتند، نظیر آذربایجان و ارمنستان که قدرت خلیفه را پذیرفته بودند. مناطق مختلف قلمرو خلافت توسط والی‌ها اداره می شد که شخصاً توسط وی انتخاب می شدند. عمر در امر انتخاب والی بسیار سختگیر بود. ایالت‌ها به بخش‌های کوچکتری نیز تقسیم می شدند که در قلمرو خلافت تعداد آنها به 100 می رسید. والی یا فرماندار آن مناطق نیز توسط وی، یا توسط والی بخش‌های بزرگتر انتخاب می شدند. دیگر مناصب دولتی در قلمرو خلافت به قرار ذیل بود:

  1. حکمران و عمال خلیفه در ممالک اسلامی
  2. کاتب که دیوان یا دفاتر جمع و خرج مالی را اداره می کرد
  3. گماشتهٔ مخصوص که او را حاجب می خواندند
  4. خزانه دار یا متصدی بیت المال
  5. قاضی که مامور دادرسی بود.

همهٔ انتصاب‌ها از طریق نوشته ابلاغ می شد. و همراه حکم انتصاب شیوه و راهنمای حکومت داری نیز برای والیان ابلاغ میشد که آنها ملزم بودند آن را در مسجد هنگام تحویل گرفتن مقام خود برای مردم بخوانند. وی قبل از رفتن والیان به محل خدمت خویش، تا دروازهٔ شهر با آنها بیرون می شد، بنا بر روایت طبری و ابن اثیر وی به آنها توصیه می کرد که حقوق مردم را رعایت کنند، و بر آنها سخت نکیرند، و درب خانهٔ خود را بر مردم نبندند." شما را بر تن امت محمد(ص) نگماشته ام،شما را گماشته ام که با آنها نماز کنید، و در میانشان به حق قضاوت کنید،شما را به تن آنها تسلط نداده ام".

فتوحات نظامی

نخستین کاری که عمر در همان شب که ابوبکر مرده بود، کرد، این بود که کسان را دعوت کرد که با مثنی بن حارث شیبانی به سوی دیار پارسیان روند اما هیچکس داوطلب دیار رفتن به این جبهه نمی‌شد که جبههٔ پارسیان ناخوشایند و سخت بود. مثنی برای تشویق دیگران گفت «این جبهه را سخت ندانید که ما بر بهترین نیمهٔ سواد (عراق) تسلط یافته‌ایم و به آنها دست‌اندازی کرده‌ایم و کسان پیش از ما جرئت اینکار را داشته‌اند. انشاء‌الله کار دنباله دارد.» سپس عمر نیز با سخنانش به تشویق مردان بپرداخت. نخستین داوطلب ابوعبیدبن مسعود بود.

در دوران فرمانروایی او، طی فتوحات بسیار، قلمرو مسلمانان به‌طور بیسابقه‌ای گسترش یافت و به یک قدرت جهانی تبدیل شد. از جمله فتح بین‌النهرین و بخشهایی از ایران که منجر به سقوط امپراتوری ساسانیان شد، و مصر، فلسطین، سوریه، آفریقای شمالی و ارمنستان که تحت سلطه امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود. در جنگ یرموک که در نزدیکی دمشق در سال ۶۳۶ میلادی اتفاق افتاد، سپاه کوچکی از مسلمانان، نیروهای چندین برابر امپراطوری روم را شکست دادند که به سلطه روم شرقی بر نواحی جنوب آسیای صغیر برای همیشه پایان داد. همچنین در نبردی بزرگتر موسوم به قادسیه، در نزدیکی سواحل رود فرات، سپاهیان عرب به فرماندهی سعد بن ابی وقاص، سپاهیان ایران را شکست دادند و سردار ساسانی، رستم فرخزاد در این نبرد کشته شد.

ترتیب دیوان

عمر در سال 20 هجری دیوان را در اسلام تشکیل داد و برای افراد مقرری تعیین کرد. این کار را در محرم سال 20 صورت گرفت. وی اعلام کرد "مقرری به ترتیب سابقه در اسلام می دهم، نه اعتبار. به وی گفتند از خویشتن آغاز کن، گفت از عموی پیغمبر خدا آغاز می کنم، آنگاه هرکه با او نزدیکتر است."

طاعون بزرگ

چندی پس از بازگشت عمر از شام، طاعون وحشتناکی شام را فرا گرفت.طاعون مزبور را که «عمواس» می نامیدند که روستای کوچکی بین شهر قدس و رمله است که وبادر سال 18 هجری از آن‌جا شروع شد و دیری نگذشت که در سرتاسر شام منتشر گردید و شمار زیادی را گرفتار مرگ کرد.تعداد زیادی در آن جان باختند تا جایی که گفته شده است بیست هزار نفر یعنی حدود نیمی از جمعیت شام در این بیماری از بین رفتند. مهمترین فرماندهان شام در این طاعون از بین رفتند.ابو عبیدة بن جراح، معاذ بن جبل، یزید بن ابی سفیان، شرحبیل بن حسنه، فضل بن عباس و سهیل بن عمرو درگذشتند.

میراث

اهل سنت معتقدند، قوانین متعددی در اسلام وجود دارد که یا از جانب خداوند بر مسلمین حکم شده‌است و یا پس از مرگ محمد ترویج یافته و عمومی شده‌اند که نقش عمر در آغازگری این قوانین و احکام، بارز است. از مهم‌ترین اقدامات او می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • تعمیم نماز تراویح در هر شب ماه رمضان (مسلمانان سنی به این نماز پایبند هستند
  • نامگذاری تاریخ اسلامی و تخصیص آغازگری آن به هجرت محمد از مکه به مدینه
  • بنیانگذاری دیوان اسلامی و تشکیل نخستین تقسیمات اداری و حکومتی
  • بنای شهرهای سلفیس، فسطاط، ابریس، کوفهو جیزه
  • بد گویی و هجاء در سخنرانی را ممنوع کرد، و بر آن حد بست.

 

عثمان

سومین خلیفه (۲۳ ق هـ - ۳۵ هـ)، نام کامل او عثمان بن عفان بن أبی العاص بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف القرشی الأموی. نسب او و پیغمبر در عبد مناف به هم می‌رسند. مادرش أروی بنت کریز بن ربیعه بن حبیب بن عبد شمس بن عبد مناف. مادر بزرگش البیضاء بنت عبدالمطلب عمه محمد. کنیتش «ابی عبدالله و ابی عمرو».

او در سال ۵۷۶ میلادی شش سال بعد از «عام الفیل» در شهر الطائف متولد شد. و بدلیل ازدواجش با دو دختر محمد «رقیه» و «أم کلثوم» لقب ذوالنورین یافت.

عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیه ((۴۳-)- ۳۵ ه.ق./ ۵۷۹ - ۶۵۵ م.) یکی از صحابه پیامبر بود که در تاریخ ابتدای اسلام نقش بسیار گسترده‌ای داشت که مهمترین آنها خلیفه سوم پس از پیامبر بود او همچنین یکی از اولین مسلمانان بود و از مهمترین کارهای او جمع آوری قرآن بود

 

زندگینامه عثمان

وی از بنی‌امیهو یکی از اشراف و ثروتمندان مکهبود وی در میان خاندانی که قریب به اتفاقشان مخالف اسلامبودند، به اسلام گروید . او در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به زودی به مکهبازگشت و به مدینهمهاجرت کرد. وی در مدینهبه ترتیب با دو دختر رسول خدا،ام کلثومو رقیهکه هر دو به زودی درگذشتند، ازدواج کرد و لذا به ذوالنورین مشهور شد.

در زمان ابوبکراز افراد نزدیک به وی بوده و کاتب وی به شمار می‌آمد. در دوره عمرنیز از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود و در آن شرائط نماینده بنی امیهبه شمار می‌آمد.

به خلافت رسیدن عثمان

عمردر اخرین روزهای عمر خود، شش تن از صحابیان را مامور نمود در مدت سه روز خلیفه مسلمانان را تعیین کنند. این شش نفر عبارت بودن از: علی بن ابیطالب، عثمان بن عفّان، عبد الرحمان بن عوف، زبیر بن عوّام، طلحة بن عبید اللّه- که البته در سفر بود- و سعد بن ابی وقّاص. آنگاه ابو طلحة بن زید بن سهلانصاری را بر این کار گماشت و گفت: اگر چهار نفر نظرى دادند و دو نفر مخالف شدند، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق کردند و سه نفر مخالفت نمودند، سه نفرى که عبد الرحمان در میان ایشان نیست، گردن بزن، و اگر سه روز گذشت و بر کسى توافق حاصل نکردند، همه ایشان را گردن بزن».

در این سه روز مذاکرات زیادی انجام شد و نتیجه بین علی و عثمان مردّد شد. عبدالرحمن از علی پرسید: اگر با تو بیعت کنیم آیا حاضر می شوی به کتاب خدا و سنت رسول الله و به شیوة دو خلیفة پیشین رفتار کنی؟

جواب علی به عبدالرحمن این جمله بود که :‌به کتاب خدا و سنت رسول اللهعمل خواهم کرد.

عبدالرحمن همین سوال را از عثمان کرد و عثمان جواب مثبت داد و همة شرایط را پذیرفت و لذا او به خلافت رسید.

قتل عثمان

در میان خلفای پس از پیامبر اسلامعثمان تنها کسی بود که در پی شورشی عمومی مسلمانان کشته شد. قتل وی را در سال 35 هجری ذکر کرده‌اند. (از آنجایی که قتل عثمان در تمامی منابع تاریخی بر اثر شورش عمومی گزارش شده، این موضوع از بدیهیات تاریخ به شمار می‌رود و ذکر منبع در این زمینه کاری عبث به نظر می‌رسد).

خونخواهان عثمان

علی بن ابیطالببا ذکر وقایعی از واپسین روزهای حیات عثمان (مثلا رساندن آب به عثمان که در محاصره بود) دلائلی را ذکر می‌کند که او را از صف مشتاقان به قتل عثمان خارج می‌کند. همچنین سخنانش در نهج البلاغهکه میانجیگرانه عثمان را به اصلاح امور می‌خواند و در کتب تاریخی نیز به حد اطمینان آمده شاهد دیگری بر این مدعاست.

 

علی

چهارمین خلیفه (۳۵ ق هـ - ۴۰ هـ)، نام کامل او علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مُرة بن کعب بن لؤّی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمة بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. مادرش فاطمه بنت اسد. داماد و پسر عموی محمد. کنیه‌اش «ابو الحسن» و «ابو السبّطین»؛ او در سال ۶۰۰ میلادی در مکه متولد شد.

علی که کودکی به سرپرستی محمد بود، قبل از خدیجه همسر پیامبر علی اولین کسی بود که به پیامبر ایمان آورد. (علی پیش از سّن بلوغ مسلمان شد). فاطمه دختر پیامبر اسلام، همسر وی می‌باشد.

زندگی حضرت علی (ع) مورد اتفاق تمامی مذاهب اسلامی

علي درسال 35 هجري پس از شهادت خليفه سوم عثمان به خلافت رسيد و به مدت 5 سال خلافت كرد و در تاريخ 19 رمضان سال 40 هجري بدست عبدالرحمن بن ملجم در كوفه شربت شهادت را نوشيدند وبا شهادت علي خلافت راشده كه از ابوبكر صديق شروع شده بود به پايان رسيد ودرنزديك كوفه مدفون گرديد خدا ازايشان راضي باد.

احوال قبل ازاسلام و در حال اسلام

علي در ايام بچگي يعني قبل ازبلوغ مشرف به اسلام شد بعضي مورخين سن شو درآن زمان 10 سال و بعضي دگر 9 سال نوشتند وبه گفته حسن بن زيد نواده امام حسن به علت كم سني از بت پرستي محفوظ ماند. ايشان بعد از خديجه از همه ذودتر مشرف به اسلام گشت.

روزي ابوطالب علي را به همراه پيامبر ديد داشت نماز مي خواند پرسيد چكار مي كني حضرت رسولخدا ضمن جواب دادن او را نيز به اسلام دعوت دادند ابوطالب گفت ميدونم كارشما بد نيست اما بخدا قسم من نمي توانم پا بالا و سرپائين كنم يا سر بالاوسر پائين كنم حضرت علي اغلب اين جمله پدر را ياد آوري ميكرد و ميخنديد.

علي قد كوتاه وداراي جسم فربه وشكم بزرگ بود ريشش بقدري گنجان بود كه سينه اش در زيرآنها پنهان مي شد. رنگش سفيد گندمي بود در حيات حضرت فاطمه ازدواج مجدد نكرد اما بعد وفت شان ازدواج كرد.

فرزندانش از فاطمه زهرا عبارتند از حسن حسين و زينب وام كلثوم. واز همسران ديگر بيش از 20 تا فرزند داشته از جمله آنها ابوبكرعمرعثمان محمد اكبر و عباس اشاره نمود ونسل ايشان از حسن حسين محمد اكبر عباس وعمر ادامه پيدا كرد. علي زندگي فوق العاده زاهدانه اي داشت ودراتباع از رسولخدا حريص بود وخوش طبعي از اخلاق ايشان بود.

فضايل حضرت علي

درباره فضيلت خليفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان حضرت علي روايت بيشماري وجود دارد كه مختصرا به آنها اشاره مي كنيم.

1-     هنگام هجرت پيامبر اورا با چادر خود پوشانيد وبررختخواب خود خوابانيد واماناتي را كه از مردم دست ايشان بود به علي داد تا به صاحبان شان بدهد وبه اين شكل پيامبر هجرت فرمود و وارد مدينه شد.
2- در غزوه بدر براي دفاع ازاسلام كارهاي بزرگي انجام داد بسياري از كفار را به هلاكت رساند.
3-  پريشان كرد سپس واضح گرديد كه رسولخدا در فلان جا تشريف دارد از جمله ياراني بود كه سبقت گرفت وخودشو به پيامبررساند.
4- در تمام غزوات جز تبوك شركت داشت هنگام غزوه تبوك پيامبر اورا در مدينه گذاشت.
5- در سال 9 هجري وقتي پيامبر حضرت ابوبكر صديق را امير حج تعيين كرد و به مكه فرستاد بعد سوره برائت نازل شد براي تبليغ پيامبر علي را مامور ساخت.
6- زمانيكه پيامبر از دنيا رحلت فرمودند غسل ايشان با علي بود.
7- هنگام خلافت خليفه اول ابوبكرصديق در جلسات عمومي رضايت خويش را اعلام كرده و مي فرمود صديق را رسولخدا امام نمازما گردانيد پس كسي را كه رسولخدا امام دين ما قرار داده امام دنياي ما نيزهست.
8- در ايام خلافت خليفه دوم حضرت عمر ايشان وزير بودند علي با عمر محبت قلبي بسيار زيادي داشتند.
9- زمانيكه منافقين خانه عثمان را محاصره كردند علي براي حمايت از ايشان دو فرزندش حسن و حسين را فرستادند و زمانيكه عثمان کشته شد علي خيلي صدمه ديد پريشان شد و درمدح عثمان سخناني ايراد فرمود.

خلافت علي

در دومين روز شهادت عثمان با ايشان بيعت شد درمدينه هر چي مهاجر وانصاروجود داشت همه با ميل خودشان بر دست ايشان بيعت كردند ابتدا اهل شام خلاف اورا قبول نداشتند خيال كردند بيعت تمام مهاجرين وانصاربنابر جبراز طرف باغيها بوده است.

بعضي اوصاف علي

روزي حضرت معاويه درزمان خلافت خويش ازضراراسدي كه يكي از دوستان حضرت علي بود خواست كه از اوصاف علي بگويد او عرض كرد اي اميرالمومنين بشنو بخدا قسم علي مرتضي خيلي نيرومند بود، سخنانش جامع بودند وبا انصاف حكم صادرميكرد، علم بسيار زيادي داشتند، وحكمت يكي ازويژگيهايش بود. ازدنيا ولذتهايش نفرت داشت وبا تاريكي شب انس ميگرفت وبسيارگريه ميكرد. وسعي ميكرد بهترين لباسش كم هزينه ولذيذترين غذايش ساده باشد. زندگي معمولي مثل بقيه داشتند وهرگاه سوالي ازش مي كرديم جواب ميداد. به افراد اهل دين احترام ميگذاشت وفقرا را در كنار خود مي نشاند. بخداقسم گاهي وقتها اورا ميديدم ريش مبارك خودرا گرفته ومثل مارگزيده اي بيقرارمي شد وباصداي دردناكي گريه ميكرد، ومي فرمود اي دنيا برو يكي ديگر را فريب بده نه من را چرا پيش من ميائي وترغيبم مي كني، همانا من تراسه طلاق دادم كه هيچ وقت درآن امكان بازگشت وجود ندارد، عمرتو كوتاه است وقدرومنزلتت حقيرو ناچيز.افسوس كه توشه آخرت كم وسفرش طولاني وراهش وحشتناك است. حضرت معاويه با شنيدن اين صحبتها شروع به گريه كرد وگفت خدا رحمت كند ابوالحسن ( علي ) را واقعا همينطوربود كه گفتي .

بعد پرسيد ازشهادت علي چقدرسختي ديدي او گفت مانند مادري كه يك فرزند داشته باشد واو يكي را دردامنش ذبح كنند. زهد و تنگي معيشت آن جناب درحدي بود كه ازشنيدن آن آدم گريه اش مياد ودل ازدنيا سرد مي شود.

بعضي ازسخنان شيرين علي

مي فرمود بربنده لازم است كه جزخداي خويش ازكسي توقع نداشته باشد و بغيرازگناهان خويش ترس از كسي نداشته باشد.


مي فرموند اگر كسي نسبت به چيزي نا آگاه باشد نبايد دريادگرفتن آن خجالت بكشد ، همينطوراگر ازكسي چيزي سوال شود وجواب را بلد نباشد بدون خجالت بگويد خدا بهترميداند.

مي فرمود مبارك باد كسي را كه گمنام باشد او ديگران را بشناسد اما مردم اورا نشناسند اين قبيل افراد چراغ هدايت هستند ازبركات اينها فتنه ها برطرف مي شود وخدا آنان را در رحمت خويش داخل ميگرداند.


روزي در گورستان نشسته بود شخصي سوال كرد چرا اينجا نشستيد ، گفت اينها همسايگان خوبي هستند، بياد كسي نيستند ومارا بياد آخرت مي اندازند.

مي فرموند هر انسان در زير زبان خود پنهان است.

مي فرمود زبان هركس شيرين باشد برادران او زياد خواهند شد.

مي فرمود نگاه نكنيد گوينده كيست بلكه دقت كنيد سخن او چيست.

مي فرمود نشانه ايمان اينست كه هرجا راست گفتن خطرداشته باشد راست بگويد.

مي فرمود هر گاه تقديربيايد تدبيركارنمي كند.

مي فرمود شخص بخيل خيلي ذود گدا مي شود ودردنيا مانند فقراء ودرآخرت گرفتار خواهد شد.
مي فرمود شخص احمق هميشه محتاج است عاقل هميشه غني وطماع دربند ذلت.

درآخرين وصيت فرمود اي مردم برتوحيدخدا استوارباشيد هيچكس را به خدا شريك نگردانيد وبرسنت حضرت محمد عامل باشيد اگه اين دوكار را كرديد هر بدي ازشما دورميشود. توحيد وسنت دو ستون ازدين هستند وبراي هدايت دو مشعل تابان هستند.

اشاره

آيه هايی هستند كه درمورد فضيلت مهاجرين نازل شدند كه حضرت علي يكي از آنهاست اما احاديث بيشماري از پيامبر در فضيلت خليفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان وارد شده است. كه فقط يكي را ذكرمي كنيم پيامبر به علي فرموند اي علي منزلت تو براي من مانند منزلت هارون براي موسي است فقط فرقش اينست كه بعد ازمن پيامبري نخواهد آمد.

پند آموزي

ياران پيامبرتربيت شدگان پيامبرهستند پاك وبرحق بودند.

توهين به شاگردان مكتب نبوت توهين به خود پيامبراست.


همه صحابه با هم عشق ومحبت داشتند و در يك صف دريك مسجد نماز خواندند.

هيچ دشمني بين علي با ديگر اصحاب پيامبر وجود نداشته است.

علي خودش شخصا با خليفه اول و دوم بيعت كرده است.

سخن اختلاف كار دشمنان اسلام است تا دربين صفوف مسلمين جدائي بيندازد.

ياران پيامبرهرچي بودند رفتند وظيفه ما عمل كردن به اصول و فروع دين است نه اختلاف.

اختلاف به نفع هيچ كس نيست اما وحدت قدرت وشوكت مسلمين را بيشترميكند.

اختلاف وبدگوئي علاوه براينكه درشان مسلمان نيست باعث آزاردادن اهل بيت مي شود.

بهترين مسلمان ازنظرعلي كسي است به دوستون دين چنگ بزند، قرآن وسنت. يعني از خدا و پيامبر اطاعت نمايد تا قبرش خراب نشود.

ياران پيامبرمسافربودند وبه مقصد رسيدند وكامياب شدند ماهم مسافريم ونيازداريم به مقصد باموفقيت برسيم نه با ذلت.


طبق دستورقرآن محبت باتمامي ياران پيامبر جزو ايمان ماست ايمان بدون محبت اصحاب قبول نيست ( فان آمنوا بمثل ما آمنتم به فقدهتدوا وان تولوا فانما هم في شقاق)

خدا ازاصحاب پيامبردرقرآن اعلان رضايت كرده ( لقد رضي الله عن المومنين الخ ) پيامبر خدا نيز راضي بوده خودشان با هم محبت داشتند پس در این میان دامن زدن به اختلافات میان مذاهب مختلف اسلامی بی مورد و سبب تضعیف جامعه مسلمین است.

نظرات بینندگان:
بهترین راه قران وسنت پیامبر خدا است مطالب که فرستادی عالی بود ممنون از شما تبلیغ گران اسلام واقعا من خیلی چیزها فهمیدم
بسيار عالي بود به أميد موفقيت بيشتر
ممنون از زحماتتونَ مطالب زیبا و طبقه بندی شده بودندَ قلمتان رسا تر قدمتان استوار تر و بیانتان شیوا تر در راه تبلیغ دین اسلام
spas
سلام .. من خوشحالم که در مورد خلفای راشدین معلومات را گنجانیده اید اما باید تعریف های که در این شخصیت هابزرگ اسلام وجود دارد بطریقه مکمل تذکر یابد . تامردم جهان از اسلام بدانند.
پیامبر اکرم دو چیز میان شما به یادگار می گذارم قران وعترتم
باسلام ازتمامي اهل سنت يك سوال دارم چرا عايشه باعلي جنگ نمود؟
خیلی خوب نوشتید.دستتون درد نکنه.ولی زندگینامه امام علی ع رو با تعصب نوشتید.خسته نباشید.
* نام:
ايميل:
* نظر:
تازه های سایت
سازمان ملل: سیل ورود جنگجویان خارجی تکفیری به عراق و سوریه بی سابقه است
ده‌ها تروریست از جمله 2 سرکرده جبهه النصره در لبنان بازداشت شدند
چاک هیگل: عراقی‌ها پیشرفت‌هایی در جنگ با داعش بدست آوردند/ سیاست ما همچنان خلع اسد از قدرت است
پلیس اسرائیل از بازگشایی مسجدالاقصی خبر داد
کارشناس فرانسوی: سیاست خارجی اتحادیه اروپا زندانی آمریکا شده است
واشنگتن: سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شدیم که دوباره به آن برگردیم
یادداشت انتقادی رئیس پنتاگون به کاخ سفید درباره سوریه
عباس: اقدام اسرائیل در بستن مسجدالاقصی اعلان جنگ است
تكفير و تفتيش عقايد از ديدگاه قرآن
نتایج نهایی انتخابات پارلمانی تونس/ حزب النداء و النهضه در جایگاه اول و دوم قرار گرفتند
بان‌کی مون‌خواستار متوقف شدن شهرک سازی اسرائیل در شرق بیت المقدس شده است
هدف آمریکا در مذاکرات از میان برداشتن ایران به عنوان ابرقدرت خاورمیانه است
اوباما و کابوس باخت دموکرات‌ها در انتخابات سنا
سوئد امروز دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد
دیدار مشاور امنیت ملی اوباما با مشاور امنیتی نتانیاهو در کاخ سفید